تبليغاتX
سه تن

سه تن

به نام سه تن ! خدا کاپتان هادوک و تن تن !!!

خدا نگهدار همه هست اگر خود را بدستش بسپاریم ! البته به سبک خودش !

سلام

من قول داده بودم 110 پست به خاطر دوستان و یک فرد بزرگوار بنویسم !

اما حضرت علی میگه : خدا رو به قول ها و قسم های شکسته شده شناختم !!!

راستش این آخرین پست این وبلاگه ! دلیلش رو هم که همه ی دوستان در پست قبلی خوندن !

من اینجا نوشتم به دلیل اینکه نیاز به محبت ها و دوستی شما داشتم !

اما ادامه دادن نوشته ها دو تا دلیل داشت :

1- من و روشنک تصمیم گرفتیم تا امروز نوشتن رو ادامه بدیم به خاطر اینکه همه باور کنن عاشقی کردن و عاشق شدن ممکن و میسره ! و ببینن و باور کنن که میشه عاشق بود و عاشق زیست با همه ی دردسر ها و خوشی هاش ! با همه ی زجر و لذتش !

2- ما نوشتیم چون خواستیم به خودمون ثابت کنیم که هنوز میشه دوستانی یافت به پاکی خورشید و زلالی آب

از همه متشکرم و به همتون مدیونم ! دستتون رو میبوسم ! و برای قلب هاتون آرزوی نور بیشتر دارم !




فقط دو تا مطلب باقی میمونه که باید عرض کنم :

1- من تصمیم گرفتم این وبلاگ رو کاملا پاک کنم ! اما به دلایل فنی اول مجبورم دو ماه مطالب داخلش رو پاک کنم و بعدش خود وبلاگ رو دیلیت کنم !
روی همین حساب این آخرین مطلب تا دو هفته ی دیگه اینجا هست و بعد از اون اول به مدت دو ماه یک صفحه سپید جایگزینش میشه و بعد از اون هم کاملا این آدرس پاک میشه !


2- این وبلاگ پاک میشه اما محبت ها و بزرگواری های شما از یاد ما پاک نمیشه ! شما (البته روشنک شاید کمتر ) اما شخص بنده رو حمایت های بسیاری کردید ! خواهشم اینه که این حمایت رو در مجلس عروسی ای که برپا خواهیم کرد هم حفظ کنید !

به دیگر سخن : از همه شما دوستان بزرگوار میخوام در صورت امکان این محبت رو بکنید که در جشن ما شریک شادی و حامی ما باشید و با اومدنتون حمایتمون کنید ! برای همین از همه خواهش می کنم یه ایمیل تغییر ناپذیر برای ما بذارن که بتونیم از اون طریق در آینده ای نه چندان دور خبر عروسیمون رو به شما بدیم و مراتب در خدمت شما بودن رو به اطلاعتون برسونیم ! و شما هم منت بگذارید و قدم بر دل ما بگذارید !



محتاج یاد نیک همتونیم


یا حق با حق

راستی پست پایینی یه یادگاری از طرف منه بی معرفت به همتونه !


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت 4:16  توسط من  |